صفحات: 1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 31

  یکشنبه 22 اسفند 1395 20:30, به وسیله   , 245 کلمات  
موضوعات: دست نوشته های طلاب

چه خوبست که بهشت زیر پای مادران است، مادری که فرزندش را با جان و دل پرورد تا روزی عصای دستش باشد اما با تاسی به حضرت زهرا(سلام الله علیها) که حسین(علیه السلام)اش را فدای اسلام کرد، او نیز فرزندش را راهی میدان نبرد حق علیه باطل نمود، مادری که تا دیروز فرزند رشیدش را در آغوش می فشرد و قربان و صدقه اش می رفت، امروز با قدم های استوار گام بر می دارد و به سوی مزار فرزندش می شتابد تا سنگ قبر سرد را در آغوش بگیرد و با دلی سوزان اما پر از صبوری با فرزندش درد و دل کند.

آری مادری که فرزندش را هدیه کرد تا ما هر شب با آرامش سر بر بالین بگذاریم، اما مادر شهید با دلتنگی نوازش صورت فرزند شهیدش به خواب می رود و در گوشه ای دیگر از شهر و کشورمان همسر شهیدی را می بینم که هر صبح با عشق و صبوری عکس قاب شده ی همسر شهیدش را نوازش می کند و با لبخندی بر لب مرور می کند همه ی عهد و پیمانی که با همسرش بسته بود، اینکه صبور باشد همچو زینب(سلام الله علیها) و فرزندان را دوستدار علی(علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیها) تربیت کند.

پس بهشت گوارای وجودتان

ما نیز بر دستان پر مهر مادران و همسران شهدا بوسه می زنیم و با آنها عهد میبندیم که با حجابمان همیشه در سنگر ولایت بمانیم و قدردان قطره قطره خون شهدا باشیم. ان شاالله

ر. حاتمی

http://imam-robatkarim.kowsarblog.ir/?p=349825&more=1&c=1&tb=1&pb=1

اشتراک گذاری این مطلب!

  شنبه 21 اسفند 1395 20:34, به وسیله   , 119 کلمات  
موضوعات: دست نوشته های طلاب, دلنوشته

خدايا شكر بابت تمام آنچه عطا كردي بابت اين سفر و هرچه در آن آموختم.

و دانستم راه دشوار است و كوله باري سنگين از مسئوليت بردوشم

با دلي پر و گام هايي لرزان باز مي گردم

دانستم كه بايد تلاش كنم ، برنامه ريزي كنم ، هدف هايم را اولويت بندي كنم ، زحمت بكشم و اصولي حركت كنم و مراقب باشم

و از سختي راه نهراسم و بدانم و مراقب باشم هر روزي كه در هواي حوزه نفس مي كشم لطف خداست

و ممكن است با كوتاهي من سلب شود.

بايد طلبه اي باشم كه لياقت سرباز آقا را داشته باشد نه به حرف بلكه با عمل

دلم براي تمام لحظه هاي اين سفر تنگ مي شود

ل. آشوري

http://imam-robatkarim.kowsarblog.ir/?p=344378&more=1&c=1&tb=1&pb=1

اشتراک گذاری این مطلب!

  جمعه 20 اسفند 1395 20:27, به وسیله   , 234 کلمات  
موضوعات: بدون موضوع

آمدم تا دلنوشته ای درباره ی درخت بنویسم اما کاغذ در دستم درهم فشرده شد و گفت: من هم از جنس درختم.

آری! از جنس درخت، درختی که نشانه و آیتی است از جانب پروردگار مهربان.

درخت پاهایش را محکم در خاک زده و دست هایش را به آسمان برده و همواره دعایی را زمزمه می کند که باران ببارد و آفتاب بتابد و پرندگان روی شاخه هایش به آواز درآیند.

اما این درخت همواره ترسی بر دل دارد، او همیشه از سایه آدم تبر به دست می هراسد اما نه از رنج قطع شدن توسط تبر بلکه از دسته تبر که از جنس خودش است و تیشه به ریشه اش بسته است.

درخت هیچ خواسته ای از ما ندارد فقط و فقط خواسته اش این است که آدمیزاد اجازه دهد تا او زنده بماند، درخت با زبان بی زبانی به ما می گوید:

“من تنهایی 22 کیلو گرم گاز دی اکسید کربن را در یکسال جذب می کنم و تنها چیزی که از آدمیزاد می خواهم این است که اجازه بدهد تا من زنده بمانم.”

I alone absorb 22 kg of co2 in a year

All I ask in return is that

‘’ you let me LIVE’’

پس بیاید همه با هم به ندای دل درخت گوش بسپاریم و در حقش جفا نکنیم و همگی در روز درختکاری درختی بنشانیم تا سایبان و تکیه گاه آینده فزندانمان را با دست خود نابود نکنیم.

ر. حاتمی.

http://imam-robatkarim.kowsarblog.ir/?p=345676&more=1&c=1&tb=1&pb=1

اشتراک گذاری این مطلب!

  جمعه 13 اسفند 1395 20:18, به وسیله   , 107 کلمات  
موضوعات: دست نوشته های طلاب, شعر

در کجاپایان رسانم وصف خوبی های تو

درکجای دل نویسم این همه دردای تو
روح تو روح نفس هاروح لطف بی کران بود

درمیان بانوان درد تو درد آتشین بود
بس کشیدی آه وناله درد دل شد بی کرانه

گرهزاران درد باشد درد و رنجت بی کرانه
آنقدر شب ها بگریی باز ندانی فاطمه کیست

گرزخوبی اش بخوانی باز ندانی فاطمه کیست
اوست بانوی دو عالم که پروبالش شکستند

دشمنان کور اسلام درکمین اونشستند
روح قدس او نهان شد با دستان عزیزش

چشم گریان رابست ورفت از سوی عزیزش
حال گویم عاشقانه ای امام بی نشانه

کی خواهی آمد سوی دلهاتاکه آری یک نشانه

م. نوروزی

http://sher-f3495.kowsarblog.ir/?p=337159&more=1&c=1&tb=1&pb=1

اشتراک گذاری این مطلب!

  جمعه 6 اسفند 1395 20:07, به وسیله   , 182 کلمات  
موضوعات: دست نوشته های طلاب, دلنوشته

آن شب که غسل زخم تو می داد حیدر

چهره به روی نیلی ات بنهاد حیدر

با اشک رخسار تو رامی شست حیدر

یک عضو سالم درتنت می جست حیدر

زهرا جان!
بعد تو چقدر سخت است نفس کشیدن در کوچه های مدینه ،صدای گریه ها و آه کشیدن هایت هنوزهم که هنوز است به گوش می رسد.
مردم  مدینه بعد تو آن در سوخته آن مسمار و آن سیلی نامرد خود را نفرین می کنند .
بعد تو چاه از اشک ها و ناله های علی سیراب است ، چقدر زود حسن و حسین و زینبت را تنها گذاشتی.
درست است تو در برابر این همه سکوت کردی ولی صدای سکوتت گوش جهانیان را کر کرد،این سکوتت عرش را به لرزه درآورد.
بعد تو مدینه دیگر روی خوش به خود ندید.


زهراجان!
چقدر غریبانه رفتی آن قدر غریب که حتی قبرت را کسی نشناخت وهنوز هم که هنوز است غریبانه ترینی زهراجان.

کاش مهدی ز جهان هویدا می کرد
گره از مشکل سنجیده ی ما وامی کرد
کاش می آمدوبا آمدنش
قبر مخفی شده ی فاطمه پیدا می کرد

ن. پور ولی

http://blog101.kowsarblog.ir/?p=338809&more=1&c=1&tb=1&pb=1

اشتراک گذاری این مطلب!

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 31

فروردین 1396
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  

جستجو

کاربران آنلاین

  • محمدی
  • بحرکاظمي
  • تسنیم
  • حيدري
  • گل نرگس
  • اسلامی
  • بيات
  • جلالي پندري
  • م.ن_اسماء الحسنی
  • پرهون
  • مرجان افتخاری‌راد
  • آ.ن
  • لیلا سامعی کلکوجه
  • زهرا صفری