« به یادت! | شیخ شهید! » |
یه روز تو سالن انتظار فرودگاه نشسته بودم،یه خانوم مانتویی که نیمه حجابی داشت، اومد به طرفم، بعد از سلام گفت: میشه چند لحظه مراقب ساکم باشید؟
چند لحظه نگذشته بود یه آقایی با تیپ جوونای شلوار جین پوشیده و با موهای ژل زده سیخ سیخ اومد و گفت ببخشید میشه یه لحظه مراقب ساکم باشید؟؟
یه نگاهی به همه سالن انداختم دیدم فقط من چادری هستم!!!
و همه مسافران از جنس خودشون بودند !!!
پیش خودم گفتم آفرین چادر هنوزم حرف اول و میزنی با اینکه بعضی حرمت چادر رو نگه نداشتند، ولی بازم تویی که به همراهت اعتبار می دی!!!!
محمدی
فرم در حال بارگذاری ...